أبو علي سينا
ديباچه 86
النجاة من الغرق في بحر الضلالات
1 - حس جزئيات را براي أو مىآورد . 2 - نفس كليات مفرد را از آن جزئيات بيرون مىكشد . 3 - نفس مناسباتى ميان كليات مىاندازد . 4 - سپس مقدمات تجربى آزمودنى كه اتفاقي نيست براي نفس پديد مىگردد . در المبدأ والمعاد ( م 3 ف 8 ص 102 ) ورسالهء نفس 16 فصلى ( ف ص 131 ) نيز نزديك به اين سخن را مىبينيم . 9 - ابن سينا گذشته از رسالهء اثبات نبوت خود أو ومعراج نامهاى كه از أو پنداشتهاند ( مهدوى 3 و 227 ) در الهى شفاء ( ص 441 ) ونجات ( ص 718 ) وإشارات ( نمط نهم إشارات يكم - ترجمهء فرانسوى گواشن 487 - گزارش إشارات از خواجهء طوسي ص 108 چاپ مصر ) واضحويه ( ص 58 ) از نبوت وپيامبرى سخن داشته وخواسته است آن را أزين راه ثابت كند كه مردمى به طبع شهري ومدنى هستند وناگزير بايد با يكديگر برخورد وداد وستد كنند واين خود با كشمكش وجنگ وآشتى همراه خواهد بود . پس ناگزير بايستى قانون وآيينى در ميان باشد . آيين را هم بايد خداى بگذارد نه خود مردم كه در پيشبينىها وژرفنگريها درست نمىتوانند بينديشند . پس بايد قانون وشريعت خدايى بر مردم روا باشد كه آن را فرستادگان أو براي وى مىآورند وهمانها پيامبران خواهند بود . در گفتار محمد يوسف موسى در بارهء مدينهء عادلهء ابن سينا ص 35 ودو گفتار جميل صليبا وفؤاد هوانى در همين زمينه ( ج 3 جشن نامهء ابن سينا ) سخن ابن سينا گزارش شده است . گارده در انديشهء ديني ابن سينا به فرانسه ( ص 111 و 146 ) از نبوت كاوش كرده است . نيز خطابه ( شفا 1 : 4 ص 32 ) اخوان صفاء هم گفتهاند آيين وشريعت از خداست كه با ميانجى پيامبران پديدار مىگردد ( ديباچهء مقابسات در داستان اخوان صفاء ص 47 ) ابن مقداد هم مىگويد كه ناگزير بايد ناموس خدايى نهاده شود چون كه طبع ومنش وسليقهء مردم يكنواخت نيست ( مقابسهء 4 ص 142 مقابسات ) . امام رازي در شرح إشارات ( ص 105 چاپ مصر ) مىگويد كه قانون گر چه سودمند است ولى ناگزير نيست . ابن خلدون در مقدمه ( ص 41 ) از اين دليل ابن سينا از رهگذر تاريخ خرده مىگيرد . در اينكه مردمى به طبع وخودبخود شهرنشين واجتماعي بايد باشد در مقالهء